تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى
398
تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )
مانند ايجاد و پديد آوردن خداوند عقل اول را از عدم به وجود و قبول عقل وجود را به مجرد امكان ذاتى از خداوند ؛ زيرا آفرينش عقل اول و قبول عقل اول وجود را تدريجى نبوده ، بلكه ابداعى است . اضافه : از اعراض نسبيه مقولهء اضافه است . اضافه عبارت است از نسبت مكرّر بين دو چيز به طورى كه در تصور از هم جدا نمىشوند ، مانند نسبت فوقيت و تحتيت و نسبت ابوّت و بنوّت كه با تصور فوقيت ، تحتيت هم تصور مىشود و بالعكس . و مضاف بر چهار قسم است : 1 - مضاف حقيقى : كه عبارت است از معناى مصدرى و نفس اضافه و نسبت . 2 - مضاف مشهورى : يعنى آنچه اضافه بر او عارض مىشود . مثل موصوفى كه صفت بر او عارض مىشود ، مانند اب يا ابن . از لوازم مكرّر بودن نسبت اين است كه لازم است بين دو طرف مضاف منعكس باشد ؛ چنان كه گويى : پدر ، پدرِ پسر است و پسر ، پسرِ پدر است و يا هر يكى از دو برادر ، برادرِ ديگرى است . از ساير لوازم اضافه ، تكافؤ و برابرى آنها از حيث فعليت و قوه است ، يعنى اگر يكى از دو طرف اضافه بالفعل باشد ، طرف ديگر آن نيز بالفعل است . مثلًا اگر ابوّت بالفعل باشد ، بنوّت هم بايد بالفعل باشد . و اگر يك طرف بالقوه باشد ، طرف ديگر هم بالقوه باشد ؛ چنان كه تا فرزند دوم متولد نشود به فرزند اوّلى برادر نمىگويند مگر بالقوه . تقسيم ديگر : از جهت ديگر اضافه را به اضافهء مختلفة الاطراف و متشابهة الاطراف تقسيم كردهاند . 1 - اضافهء مختلفة الاطراف عبارت است از نسبت دو چيز مختلف به يكديگر ، مانند نسبت ابوّت به بنوّت و عليت به معلوليت و قرب به بعد و فوقيت به تحتيت كه در اين موارد اب غير ابن و علت غير معلول است .